![]() |
![]() |
|
| ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور |
|
خود پرسشی ( بارش فکری)
پرسشهایی که دوستان در اولین جلسه کلاس خبر نویسی ۴ مطرح کردند: ۱- چرا اطلاع رسانی ناقص ۲ -ضعف تکنولوژی ۳- رقابت نیست ۴- رسانه های ما پیشتاز نیستند پس تازند ۵- عینی گرایی در خبر؟ ایجاد عدم اعتماد ۶- عقب بودن رسانه از مخاطب ۷- گزینش اخبار چالش مهم ۸- مطلع نبودن بدنه از سیاستها یا نداشتن مرامنامه ۹- سردرگمی مخاطب به دلیل سانسور وگزینش ۱۰- غیر حرفه ای بودن ۱۱- عدم تخصص ۱۲- روزمرگی و عدم پویایی و عدم تناسب بخش های خبری ۱۳- عدم استفاده از تاکتیکهای خبری ۱۴- عدم مخاطب محوری ۱۵- مغایرت تخصص با کار ۱۶- اشتراک منافع و منابع و بی اعتمادی مردم و عدم استقلال رسانه ای ۱۷- افراد سر جای خودشان نیستند ۱۸- سانسور و عدم شفاف سازی ۱۹- عدم استانداردهای فرمی و محتوایی اگر هم باشد رعایت نمی شود(نظر سفت و سخت خودم) ۲۰- مدیریت نا مناسب ۲۱- عدم شهامت و جسارت در خبر ۲۲- لحن نامناسب گوینده ۲۳- اخبار منفی بیشتر از اخبار مثبت است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:10 توسط زهرا قانع |
|
|
موج خروشان دریا موج موهای مجعد یار نـــه..... موج سوار برآن صداهای ماندگار موج طنین و سکوت مـــــــــــوج رادیـــــــــــــو همدم تنهایی و کار موج رادیوی دوست داشتنی بی انتها ****************** روزگاری در ساعاتی چند ، تک صداهایی بر امواج می خرامیدند و......... روزگاری دیگر سیطره ی صداها بر امواج چربید و چربید و چربید و دست سرنوشت مرا به یارگیری دولت موج فراخواند. شبکه پایتخت متولد شده بود و آن روزگاری بود که در تپش یافتن خود بودم . وسیله ای نه از جنس |پ3 *که از جنس دعا و آرزو مرا به آنجا فرا خواند. من نیز که یافتن خود را اندر هزاران خودی که این سو و آن سوی موج در تلاطم نیک دیدم ؛ دعوت مولود را پذیرفتم . اندر حکایت اشتغال و مزد ، گفته باشم روزها بل ماهها گذشت ؛ تعریفی از برای جایگاه و پرداخت وجه مزد در مناسبات اداری و مالی آن دولت نمی گنجید با آنکه خود فراخوانده بود این دولت(بی رحم) ! القصه نا امید نگشتم و همچنان با امواج مراوداتی همی داشتم و افزون گشت شکیبایی ام بر حکایت گذشت ماههای بی نصیب از وجه مزد. تا آنکه جوانمرد زاده ای، نرم خویی مرا با امواج نظاره گر شد و جایگاهم را در مناسبات اداری و مالی آن دولت تعریف نمود. با آنکه تعریف، عین بی تعریفی بود و تا ده سال به درازا کشید . شکیبایی ام افزون همی گشت و چه واعجبا سر می دادند این دولت ندیده های بیرونی! القصه امیدم واهی نگشت و در پی خوش خدمتی ریاست دولت موج وقت – که پایانش آمده بود- آزمــونی بیاراستند و در پی آن هفت خوانی بگستردند. مرا باکی نبود از اینـکه هفت خوان نصیب ما بود و نه دولتمردان و ایضا" ! آستین توکل بالا زدم و خوانها را یکی پس از دیگری گذراندم . سپاس مر خدای را که جایگه حقی را به نا حق نستاندم و آنچه از آنم گشت همراهی دست تقــدیـر بود وهـمــت و عـــشــق. .......و همیشه می خوانم رادیو! ای همدم تنهایی و کار، با تو می مانیم و تو نیز. خلاء برنامه های کودک در رادیو
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:14 توسط زهرا قانع |
|
|
من و رادیو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 12:11 توسط زهرا قانع |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|